تبليغاتX
8 مارس

8 مارس

استفاده از اخبار و تصاویر مندرج در وبلاگ, با ذکر منبع بلامانع است

وبلاگ ۸ مارس به دلیل فیلترینگ به آدرس جدید نقل مکان کرد

ستم به زن موقوف!

سرکوب زنان ممنوع!

رهایی زن رهایی جامعه است!

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم دی 1386ساعت 3:5  توسط نیما نامی  | 

مراسم ۱۶ آذر امسال سرخ تر از هر سالی بر پا شد و حتی دستگیری ۲۹ نفر از رهبران چپ جنبش دانشجویی که متعاقباًً به بالای ۴۰ نفر رسید و هنوز هم ادامه دارد نتوانست به حرکت اعتراضی دانشجویان خدشه ای وارد کند بلکه خود باعث مصمم تر شدن دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب در دفاع از خود، جامعه خود و رفقای بازداشت شده ی خود شد.

حضور رهبران زن در جنبش دانشجویی چپ و حضور فعال آنها در آکسیون ۱۳ آذر بسیار چشمگیر و امیدوارکننده بود!

در واقع آکسیون های مختلفی که از ۱۳ آذر تا ۱۸ آذر توسط تفکرات مختلف جنبش دانشجویی بر پا شد حکومت را که می خواست از اختلاف نظر های بین جنبش استفاده کند شدیداً مورد تعرض قرار داد و به آن ها فهماند نوک پیکان اعتراضات دانشجویی به سوی رژیم است و نه گروهای مختلف درون جنبش! و همچنین بسیاری از فرصت طلبان و سازشکاران  پرو حکومت را بر سر جایشان نشاند تا دیگر برای گوش پر دانشجویان زوزه نکشند!

طیف پرو-حکومت  بعد از این شکست با دستپاچگی زاید الوصفی از مهره های اصلاحاتی خود- خاتمی و کروبی برای آرام کردن جنبش دانشجویی استفاده کرد و تریبون هایی در دانشگاه تهران و شیراز با حضور حضرات تشکیل داد تا دانشجویان با کارت دعوت برایشان هورا بکشند! نومیدی حکومت به حدی است که بار دیگر نابخردانه به سوپاپ زنگزده ی اصلاحاتچی ها پناه برد اما دانشجویان این تریبون ها را به تریبون نقد رژیم تبدیل کرده و خواستار آزادی بی قید و شرط و فوری! دانشجویان شدند و این تا جایی ادامه پیدا کرد که شیخ خندان ماهیت درونی خود را بروز داد و موجی از تعصب و خشم به دانشجویانی پرتاب کرد که نزدیک ترین رفقایشان به خاطر مراسمی که حکومت آن را به رسمیت شمرده زیر بدترین شکنجه ها هستند!

باید به جنبش دانشجویی درود فرستاد! این جنبش نقش خود را به خوبی ایفا کرد! چه در روز دانشجو! و چه در روزهایی که معلم ها دست به اعتصاب زدند! خیل دانشجویانی که روز اول می به میدان مبارزه طبقاتی آمدند چشمگیر بود!همچنین در جنبش زنان نیز همیشه قشر دانشجو پیشرو و ثابت قدم بوده!هر جا که بوده پشت به پشت نیروهای رادیکال و آزادیخواه بوده و هیچگاه هیچ گروهی را تنها نگذاشته!

اما وظیفه ی سایر جنبش ها در قبال دانشجویان چگونه بوده است؟ و چگونه باید باشد؟

گروه های کارگری تا به حال چندین بیانیه در مورد دستگیری دانشجویان و حمایت از آن ها منتشر کرده اند و محمود صالحی با وجود شرایط وخیم جسمانی شخصاً از دانشجویان حمایت کرده است!

قسمت رادیکال بدنه جنبش زنان نیز بارها با دادن بیانیه و امضای نامه های حمایتی از دانشجویان حمایت کرده است!

اما این حمایت ها و بیانیه ها به تنهایی کافی نیست و من فکر می کنم بسیار اندک نیز هست! جنبش های اجتماعی بسترهای اصلی تغییر و تحول جامعه هستند و نباید انقدر دور نسبت به هم فعالیت کنند! باید با هم پیوند بخورند تا بیش از پیش قدرتمند شوند تا بتوانند از حقوق یکدیگر به سرعت و با جدیت دفاع کنند! باید بتوانند حرکت های خود به خودی توده ها را سازماندهی کنند و این تنها به یک چیز نیاز دارد! اتحاد بین جنبش های رادیکال و تمامیت خواه اجتماعی!

به هر حالی باید گفت که جای جنبش معلمان و گروههای رفرمیست جنبش زنان که امروزه در میدیاهای داخلی و خارجی خوش می درخشند به شدت خالی است و بسیار مایع تاسف است! اگر چه در مورد گروه دوم نباید انتظار چندانی داشت! زیرا آنجا که باید بهترین تاثیر را داشته باشد جایزه هایش نصیب جمهوری اسلامی می شود و فریاد آزادیخواهیش در صدای آمریکا با غریو دموکراسی خواهی پرو-غرب در می آمیزد! پارادوکس غریب اما قابل درکی است! هم اکنون هم که آقایون با هم به تفاوقاتی رسیده اند و گور پدر ناراضیان در بند! اما جنبش معلمان که در دوران مبارزات خود-که هنوز نیز کم و بیش ادامه دارد همیشه از هماهنگی و همکاری بین دانشجو و فرهنگیان صحبت می کرد چرا باید اینک ساکت بشیند؟ آیا آن مقدار ناچیز سوبسیت هایی که رژیم برای ساکت کردن فرهنگیان پرداخت کرده همه آمال و خواست های شما بوده؟ آیا اپسیلونی از احتیاجات شما کم شده ؟ یا به خواست هاتان رسیده اید که اینگونه سکوت پیشه کرده اید؟ آیا اگر هم رسیده بودید این واکنش درستی از جانب شما در مقابله با جور و ظلم نظام است؟  

شمارش معکوس برای روز 8 مارس شروع شده است! و این بستری است برای پیوند تمام جنبش های رادیکال آزادیخواه تا دست به دست هم برای آزادی دانشجویان در بند و رسیدن به حقوق انسانی خود تلاش کنند! لطفاً کمی هم از منافع شخصی و قشری و صنفی و ...  خود دست کشیده و برای منافع جمعی و انسانی ذره ای تره خورد بفرمایید!

شعار ما باید آزادی بی قید و شرط و فوری دانشجویان باشد!!
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386ساعت 19:9  توسط نیما نامی  | 


کمیته‌ی پی‌جوی آزادی دانشجویان دربند

رفقایمان را آزاد کنید!

کمیته تلاش برای آزادی زندانیان سیاسی

امضا ی مردم آزادی خواه وبرابری طلب سنندج


 شعری برای رفیق بهروز کریمی و سایر دانشجویان در بند

نامه نجیبه صالح زاده (همسر محمود صالحی) خطاب به افکار عمومی

می میریم اما طوق رسوایی بر گردن نمی آویزیم

کلیپ زندانی سیاسی آزاد باید گردد! از وبلاگ کمیته هماهنگی بابل


 اسامی دانشجویان بازداشت شده:
 

مهدی گرایلو - کارشناسی ارشد ژئوفیزیک دانشگاه تهران

نادر احسنی - فارغ التحصیل دانشکده منابع طبیعی دانشگاه مازندران

انوشه آزادبر - علوم اجتماعی دانشگاه تهران

ایلناز جمشیدی - ارتباطات دانشگاه آزاد تهران مرکز

بهروز کریمی زاده - اخراجی دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران

سعید حبیبی - دانشجوی فوق لیسانس اخراجی تربیت مدرس

علی سالم - پلی تکنیک

علی کلایی - دانشگاه آزاد

امیر مهرزاد

محسن غمین - دانشگاه پلی تکنیک

یونس میرحسینی - فنی باهنر شیراز

میلاد عمرانی - شهید رجایی

عابد توانچه - دانشجوی اخراجی دانشگاه پلی تکنیک

صدرا پیرحیاتی - دانشگاه شاهد

روزبه صف شکن - کارشناسی ارشد علوم سیاسی دانشگاه تهران

سعید آقام علی - دانشگاه هنر یزد

روزبهان امیری - دانشکده علوم دانشگاه تهران

نسیم سلطان بیگی - دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه

مهسا محبی - دانشگاه شریف

کیوان امیری الیاسی - کارشناسی ارشد دانشگاه شریف

هادی سالاری - دانشگاه رجایی

امیر آقایی - دانشگاه رجایی

فرشید فرهادی آهنگران - دانشگاه رجایی

سعید آقاخانی

اوختای حسینی - دانشگاه آزاد

سروش هاشم پور - چمران اهواز

حامد محمدی - اقتصاد دانشگاه مازندران

آرش پاکزاد - علوم اجتماعی دانشگاه مازندران

میلاد معینی - مردم شناسی دانشگاه مازندران

بهرنگ زندی - مردم شناسی دانشگاه مازندران

حسن معارفی - دانشگاه مازندران

پیمان پیران - زندانی سیاسی سال ۷۸

مجید اشرف نژاد - عمران شهید رجایی

 

شوان مریخی - دانشگاه مازندران

رضا عرب - دانشگاه مازندران

 

حمدالله نامجو - علوم سیاسی دانشگاه شیراز

سحر یزدانی پور - کتابداری دانشگاه شیراز

 

محمدصالح ایومن - ‌ فوق لیسانس علوم سیاسی

سهراب ‌کریمی - ‌ فوق لیسانس علوم سیاسی

فرشاد دوستی پور - ‌ مهندسی مکانیک

جواد علیزاده‌ - ‌فوق لیسانس حقوق

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت 1:32  توسط نیما نامی  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم آذر 1386ساعت 23:34  توسط نیما نامی  | 

گرامي باد روز جهاني مبارزه با خشونت عليه زنان

رهايي و قدرت گرفتن در مقابل آپارتايد جنسي حق مسلم زنان ايران است

 

25 نوامبر 4 آذر برابر است با روز جهاني مبارزه با خشونت عليه زنان.اين روز بنا به درخواست جمهوري دومينيكن در سال 1999 ، سازمان ملل متحد روز 25 نوامبر هر سال را به عنوان روز جهاني حذف خشونت عليه زنان نام گذاري كرد تا هر ساله تمام دولت هاي جهان، سازمان هاي بين المللي و غير دولتي در اين روز براي افزايش آگاهي عمومي درباره اين معضل اجتماعي طرح هايي را به اجرا درآورند. انتخاب روز 25 نوامبر به يادبود قتل سه خواهر اهل جمهوري دومينيکن، يعني خواهران ميرابال، انتخاب شد. اين سه زن در سال 1960 در دوران حکومت ديکتاتوري رافائل تروئيلو كه دوران حكومتش بين سال هاي 1930 تا 1961 بود به قتل رسيدند.

روزجهاني منع خشونت عليه زنان, در همه جاي جهان گرامي داشته ميشود. اما در ايران تحت حاكميت ولايت فقيه حتي اجازه تجمع هم به زنان داده نمي شود.

به راستي چرا؟

 با نگاهي به وضعيت زنان ميهن مان كه بزرگترين قربانيان ديكتاتوري مذهبي شده اند.در حاكميت جمهوري اسلامي زن به عنوان موجودي درجهٌ دوم در يك آپارتايد، يعني تبعيض و تفاوت و جداسازي جنسي، به‌سر مي‌برد. نظام ولايت فقيه نظامي است كه پايه‌هاي تشكيل‌دهنده‌اش، هويت انساني زن را نفي مي‌كند. قانون اساسي كه توسط فقهاي حاكميت نوشته شده است بطور واضح و آشكاري زن را يك موجود درجهٌ دوم تلقي مي‌كند كه نبايد در جايگاه رهبري، رئيس جمهوري  وقضاوت قرار بگيرد.  استبداد مذهبي خانواده را به‌كانون شكنجه وتحقير زن تبديل كرده‌است. زن ايراني درخانواده، نه فقط با تبعيضهاي آشكارحقوقي، بلكه با يك روند جانكاه انهدام شخصيت روبه‌رو است كه مضمونش تحميل موقعيت درجهٌ دوم به‌زن است. مرد مي‌تواند هروقت بخواهد زن خود را طلاق دهد. بعد ازطلاق حضانت (سرپرستي) كودكان به‌عهدهٌ پدر است. پدر و جد پدري در مورد فرزند خود داراي حق ولايت و سرپرستي هستند و پدر و جد پدري حق دارند حتي دختر نوزاد خود را به‌عقد ازدواج مردي درآورند و بعد از سن بلوغ، مخالفت دختر مورد قبول نيست.دهها هزار زن به دليل مخالفت سياسي با نظام طي 28سال حكومت ولايي اعدام شده اند و شمار زندانيان سياسي زن كه توسط وزارت اطلاعات شكنجه شده اند در جهان بي سابقه است. شكنجه گران رسما و با فتواي حاكمان شرع به زنان زنداني تعدي و هتاكي ميكنند. هنگامي كه در ماه ژوييه 2003 زهرا كاظمي, خبرنگار 54 ساله كانادايي ايراني تبار را صرفا به خاطر عكس برداشتن بيرون يك زندان,  دستگير مي كند و بعد از و شكنجه وحشيانه, به قتل مي رساند و  به رغم همه فشارهاي بين المللي و درخواست خانواده اش, جسدش را هم به زور دفن مي كند تا آثار جرمهاي بيشترش را بپوشاند,آيا به راستي دشوار است تصور كنيم كه اين ديكتاتوري مذهبي با زنان مخالفش در شكنجه گاهها چه ميكند؟«هم‌چنان‌كه سنگ‌بناي فاشيسم هيتلري، برتري نژادي است، تفكر و فرهنگ استبداد مذهبي نيز بر ‌مرزبندي و تبعيض جنسي استوار است. به اين معني كه اگر روزي از حاكميت مردسالاري بر‌زن، دست بردارند، ديگر خودشان نيستند و تغيير ماهيت داده‌اند. در منظومهٌ ارزشها و مفاهيم آنها، از تقواي گرفته تا عذاب و ثواب و گناه، نظرگاه جنسيت نقش محوري دارد و در اولويت قرار مي‌گيرد.

قرن بيست و يكم، قرن آزادي زن و رفع تبعيض از زنان، قرن صلح و توسعه و دموكراسي است. اما عقب ماندگان تاريخ از اعماق قرون تاريك، خيز برداشته‌اند تا با زن‌ستيزي خودشان، چرخ تكامل اجتماعي را به‌عقب برگردانند. غافل از آن كه در هر كجاي جهان، از جمله در ايران، زنان آزاده به مبارزات عادلانه خود ادامه خواهند داد تا با برپايي جنبش برابري بتوانند در يك جامعه انساني دوشادوش مردان قدم بردارند.

 

كانون زنان ايراني ضمن تبريك مجدد بمناسبت فرا رسيدن روز جهاني عليه خشونت زنان اعلام ميدارد كه:

-زن ايراني حق انتخاب كردن و انتخاب شدن ،حق اشتغال و انتخاب آزادانه شغل و تصدي هر مقام و منصب هاي دولتي و قضاوت در تمامي مراجع قضايي و دادرسي،حق فعاليت مدني و اجتماعي آزادانه،حق آزادي كامل در گزينش همسر و حق متساوي در طلاق،حق انتخاب آزادنه لباس و پوشش،ممنوعيت تعدد زوجات،حق شركت در تمامي مسابقات ورزشي و فعاليت هاي هنري را بايستي داشته باشد.

ما باورمنديم كه  ريشه‌كن شدن مناسبات مبتني بر استثمار جنسي، در گرو اين است كه زنان، قبل از هر چيز، با ورود به‌ميدان فعاليت هاي مدني و اجتماعي، زمينه را براي اين تحول فراهم مي كنند و در همين راستا نيز ميتوانند مسئوليتهاي رهبري كنندگي در عرصه هاي مختلف را با اجراي تبعيض مثبت براي يك دوره تاريخي بدست بگيرند.ما معتقد به حذف بهره كشي و ستم جنسي چه در مورد زنان و همچنين مردان هستيم و اين امر را جايگزين كردن زنان بجاي مردان  نميدانيم و راه حل هايي كه زن را جايگزين مرد ميكند را قبول نداريم، بلكه آرماني كه پيگير آن هستيم چشم انداز برقراري يك مناسبات انساني و تحقق برابري زن و مرد بصورت حقيقي است.همچنانكه در اعلاميهٌ جهاني حقوق‌بشر، نيز تصريح شده و براساس آن، زن، صاحب خويشتن و جسم و روح و عواطف خودش است.

 

به اميد براي فردايي روشن

 

كانون زنان ايراني(مهناز ايراني)

 

3آذرماه 1386برابر با24نوامبر2007

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم آذر 1386ساعت 1:23  توسط نیما نامی  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم آذر 1386ساعت 1:8  توسط نیما نامی  | 

 

بالاخره طبق اخبار رسیده سازمان ملل متحد در نشست 25 آبان قطعنامه ی توقف مجازات اعدام در تمامی کشورها را که از جانب ان جی او ها و سازمان غیر انتفاعی ائتلاف جهانی علیه اعدام توسط 80 کشور جهان به سازمان ملل ابلاغ شده بود تایید کرد!

ستاد 8 مارس این پیروزی بزرگ را به تمامی جبهه ی سوم به جبهه ی انسانیت و آزادی تبریک می گوید و این پیروزی را نشانی از به ثمر رسیدن تلاش های انسانی می داند!

اگر چه تصویب چنین قانونی دلیل بر توقف این حکم ضد انسانی در کشور ها نیست و سازمان ملل متحد مجمع موثری برای این کار به شمار نمی آید اما همین اقدام کوچک به خودی خود راهگشایی برای ادامه ی مبارزه با چنین قوانین ضد انسانی می باشد!

باز هم شاهد اعدام های بی شماری در ایران، چین، آمریکا، عربستان و بیش از چند ده کشور جهان خواهیم بود و برای یک اقدام عملی و پراتیک با تکیه به قانون تصویب شده برای توقف این جنایت سازمان یافته باید شعار نه به اعدام نه به قتل دولتی را همچون پرچمی برای مبارزات آزادیخواهانه و انسانی به دست بگیریم و از آن حمایت کنیم!

 

 

 

نه به اعدام ...! نه به قتل دولتی ...!

 

نه به تبعیض جنسی ....!

 

نه به آپارتاید جنسی .... !

 

نه به تحریم ...! نه به جنگ ...!

 

نه به جمهوری اسلامی ...!!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 1:57  توسط نیما نامی  | 

 

 

سخنرانی محمود احمدی نژاد در دانشگاه کلمبیا بازتاب های بسیاری در پی خود داشته است. یکی از مواردی که بسیاری از رسانه ها روی آن فوکوس کردند قسمتی از سخنرانی های ایشان در مورد عدم وجود افراد هجنسباز   در ایران بوده است که با هو کشیدن حاضرین و عکس العمل شدید آن ها نیز در همان جلسه همراه بوده است!

(البته جناب دکتر احمدی نژاد فرق همجنسگرا و همجنسباز را نمیدانند)

همجنسگرایی یا رابطه جنسی افراد بزرگسال درصورت توافق افراد ذیربط، در دنیای مدرن امری است کاملا خصوصی اما آزار جنسی دیگران جرم است حال چه همجنس چه جنس مخالف چه کودک.

جالب اینجاست که همه ی این قوانین در ایران وقوانین اسلامی کاملا عکس است.

این اظهارت ریس جمهور من را یاد انسان نازنینی که درمیان بزرگ و کوچک قابل احترام بود انداخت.  

 

سرنوشت هموسکسوال هایی که به گفته ی آقای احمدی نژاد وجود خارجی ندارند!

 

وقتی نوجوان بودم چند بار با اعضای خانواده به خانه ی یکی از دوستان پدرم که با هم همکار نیز بودند رفتیم. در آن سن دیدن مردی با لباس های زنانه برای من کمی تعجب آور بود. طرز صحبت و رفتار زنانه ی او نیز...

 

اما صحبت هایی که در مورد او در خانه ی ما رواج داشت بسایر احترام بر انگیز بود و به من که هر چیز کوچکی را مبنای شوخی و مسخره بازی قرار می دادم اجازه نمی داد رفتار خاص او را تقلید کنم یا به مسخره بگیرم زیرا او در جامعه ی سنتی که در آن زندگی می کرد خود را یک انسان کامل متشخص و قابل احترام تعریف کرده بود. اما شجاعانه ترین کار او کتمان نکردن شخصیت درونی خود و مبارزه با جامعه برای قبول وی بود که تا اندازه ائ در این کار موفق نیز شده بود!

 

به خوبی به یاد دارم هر گاه که همکاران پدرم با هم جمع می شدند از او و مهارتش در اداره امور، اخلاق و پرنسپ اجتماعی او صحبت می کردند و این خود به خوبی نشان می داد که وی حتی در چنین جامعه ی عقب مانده ای چگونه جایگاه اجتماعی خود را به عنوان یک انسان هموسکسوال بدست آورده بود!

 

یک روز تعطیل کسی زنگ زد و خود را خواهر زاده ی ... معرفی کرد و با صدایی به شدت متشنج خواست که با پدرم صحبت کند و همان شخص خبر کشته شدن دوست پدرم را به وی داد. من تا آن موقع پدرم را اینچنین ناراحت ندیده بودم. بارها تکرار می کرد چه کسی می تواند چنین انسانی را به قتل برساند؟ به هر حال ماجرا از این قرار بود که صبح وقتی خواهر زاده ی ... به خانه وی رفت تا کولر او را تعمیر کند با کپه ای از لباس های او روی زمین مواجه شد. وقتی آن ها را کنار زد جسد خفه شده ... را زیر لباس ها دید و به پلیس زنگ زد.

 

از همان زمان تحقیقات پلیسی شروع شد و نیروی انتظامی در اولین اقدام شجاعانه ی خود ویدئوی مقتول را( که آنموقع ممنوع بوده) ضبط نمود و در اقدام بعدی نیز هیچ کار مشخصی انجام نداد تا جائیکه خانواده وی برای روشن شدن پرونده ی او به یک کارآگاه خصوصی مراجعه کردند و وی در مدت چند ماه قاتلین را پیدا کرد. اما جالب این جاست که با وجود تمام شواهد بر ضد دو نفر مظنونی که ساعتی قبل از به قتل رسیدن ... به خانه ی او رفته بودند و بر اساس شواهد چند دقیقه ای بعد از ارتکاب جرم از خانه خارج شدند دادگاه آن دو نفر را آزاد کرد و رای به بستن پرونده داد و وکیل خانوادگی ... به برادرش گفت که بیشتر از این دنبال این پرونده را نگیرد چون دادگاه به هموسکسوال بودن وی پی برده و هیچ کاری نمی توان برای وی انجام داد!!!!!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386ساعت 3:24  توسط نیما نامی  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم آبان 1386ساعت 23:24  توسط نیما نامی  | 

 

 

در یک ماه گذشته خبر های بسیار تاسف باری از کارخانه ی ایران خودرو به گوش می رسد. آمار بالای کشته شدگان ایران خودرو دور از حد تصور است ! در طول یک ماه گذشته جان دو کارگر در سوانح مختلف گرفته شده (اگر بتوان به مردن از زیاد کار کردن اسم سانحه گذاشت) و این حوادث در پی 6 مورد قتلی روی داده که علت آن مسکوت مانده. ایران خودرو چندی است که در پی سیاست خصوصی سازی واحد های صنعتی خود را به پیمانکاران کوچک و بزرگ سپرده و کارگرانی که زیر نظر این پیمانکاران کار می کنند استخدام ایران خودرو نیستند. در واقع کارگر قراردادی هستند.افزایش شدت کار و تحمیل حداقل 4 ساعت کار اضافی که گاهاً به سه شیفت کار اجباری می انجامد کارگران را بیش از پیش در منگنه قرار داده تا جائیکه حتی فرصت دستشویی رفتن و غذا خوردن به حد کفایت ندارند!

کشته شدن 2 کارگر جوان به نام های  پیمان رضی لو و امید اولادی به خاطر شرایط سخت کاری و خستگی ناشی از کار اضافی خود به خوبی گویای همه چیز است. در کشور گل و بلبل ما کارگران از خستگی میمیرند! و عکس العمل کارفرمایان محترم از این هم جالب تر است چون اصلاً عکس العملی ندارند! عملاً قوانین نیوتن را هم نقض می کنند! کارگر از کار زیاد می میرد یکی از مسئولان بی ربط به این قضایا (اصغر دانشیان معاون منابع انسانی) طی یک بخشنامه به خاطر "مشکلات تردد" ساعات کاری را پایین می آورد و کارگرانی را که به خاطر همقطاران جانباخته خود اعتصاب کرده بودند را در همان بخشنامه تهدید به مجازات و اخراج می کند! در همین حین حادثه ی دیگری روی می دهد و علی امامی یکی دیگر از کارگران ایران خودرو به قتل می رسد...

کارگران ایران خودرو بارها با اعتصاب و تجمعات اعتراضی خواستار تبدیل کارخانه از محل کشتار کارگران به محلی برای  تولید و افزایش ضریب امنیت جانی و شغلی کارگران شدند اما هر بار توسط نیروهای حراستی کارخانه سرکوب شدند. تاکنون که خبری از بهبود وضعیت این دوستان نشده و فکر هم نکنم با این اوضاع خبری بشود!

اما این تنها مشکل کارگران ایران خودرو نیست ، آمار کشته شدگان سوانح کار در ایران بسیار سرسام آور بوده و حتی از تعداد قربانیان حوادث رانندگی نیز بیشتر است اهمیت این خواست نه فقط در کارخانه ایران خودرو بلکه برای کل جنبش کارگری ایران بسیار حائز اهمیت است. در کشوری که سال هاست تشکیلات و شوراهای کارفرمایی به رسمیت شناخته شده اند حتی کوچک ترین خواست های کارگران این گونه سرکوب می شود چه برسد به اینکه بخواهند شورای مستقل کارگری هم تشکیل بدهند!

چند روز پیش گزارشی به دستم رسید که یکی از دوستان لطف کرده و از مراسم ختم یکی از کارگران ایران خودرو برایم فرستاده، در قسمت ادامه ی مطلب به این گزارش دسترسی پیدا خواهید کرد...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386ساعت 1:13  توسط نیما نامی  |